‌‌‌‌‌کلام فضا

‌‌‌‌‌کلام فضا

من فکر می‌کردم می‌نویسم تا فراموش نشم ولی این فریاد‌های مغزم بودن که نیاز به نوشتن داشتن.
پس ادامه دادم.

نامه‌ی سوم

يكشنبه, ۲ آذر ۱۳۹۹، ۰۷:۰۸ ب.ظ

آرامیس عزیز! 

اکنون که برایت نامه می نویسم در ایستگاه فضایی شماره ۴ هستیم، فرمانده رفته و من اینجا تنها نشسته ام و به تو به فکر می کنم و به تنهایی....حتما آدم هایی را می بینی که همیشه ساکت یک گوشه نشسته اند و به این کارشان افتخار هم می کنند! یا می گویند: کاش همیشه آدمها همیشه تنها باشند. اما نه! من در اینجا اینگونه فکر نمی کنم، زمانی که خورشید آرام آرام در این سیاره ساکت طلوع می کند و تشعشعات زیبایش اجازه نگاه کردن به خورشید را بهمان نمی دهد، من یک نفر را می‌خواهم که کنار هم بنشینیم. درباره چیزهای غیر متعارف مثل اینکه فلان بازیگر چند باز ازدواج کرده یا اینکه کتاب جدید فلان نویسنده کی میاید بحث کنیم! می دانی...اگر همان آدمهای ساکت را  سه ساعت در یک اتاق تنهایشان بگذاری و بگویی بین حرف زدن یا زدن شوکر برقی کدام را انتخاب خواهند کرد، همان آدمها می‌گویند شوکر برقی! 

آرامیس، اینجا هیچ کس نیست، همه در آن سیارک ریزه میزه‌ی زمین جمع شده اند و تنها یک گوشه نشسته اند، اما آرامیس! تنهایی نعمت نیست..اجبار هم نیست‌. تنهایی رو اگر در یک کفه ترازو بزاری هم‌ خوبی دارد و هم بدی .اما در جاهای بزرگ احساس تنهایی کردن ناراحت کننده است و من اکنون اینگونه ام.

یک روز همدیگر را خواهیم دید، یک روز با هم ستاره ها تماشا می‌کنیم، یک روز میان رنگین کمان های سیاره ای قدم خواهیم برداشت، در آب های آزاد قدم خواهیم زد، میان دو هجای هستی توت خواهیم خورد، عشق را لمس خواهیم کرد و تا آن روز، من دوستت خواهم داشت.

دوست دار تو، آرتمیس

یک ماه بود برایت نامه ای نیامده بود؟ چه کنم؟ نامه رسان این کهکشان نمی داند دلتنگی چیست.

 

+بی کلام

  • آرتمیس ☆

نظرات (۲۸)

آرامیس ، اینجا هیچ کس نیست ،همه در آن سیارک ریزه میزه ی زمین جمع شده اند و تنها یک گوشه نشسته اند ، اما آرامیس ! تنهایی نعمت نیست ..اجبار هم نیست . تنهایی رو اگر در یک کفه ترازو بزاری هم‌ خوبی دارد و هم بدی .اما در جاهای بزرگ احساس تنهایی کردن ناراحت کننده است و من اکنون اینگونه ام .

نامت با روح و روان من که بازی کرد آرامیس رو نمیدونم =)

مخصوصا که تو گوشم ورژن پیانو بلو اند گری پلی بود :))

+

اون اهنگ اخر پست هم خیلی خوب بود *-*

پاسخ:
اینجوری که بریده گذاشتی ، واقعا احساس خفن بودن بهم دست داد ! =) 

من تاحالا با روح و روان کسی بازی نکرده بودم ! D: خیلی ممنون !:))
اون آهنگ رو نشنیدم تا حالا =) از بی تی اسه ؟ 
+
آره :") خودمم خیلی دوسش دارم *-* 

:))))))))
تو نامه بعدیت به ارامیس میگی تیامو پیدا کنه؟حداقل مطمئن بشه حالش خوبه...
شایدم نیست، ولی میشه بهش بگی از حالش بهم خبر بده؟!
کم کم باید یه اگهی تو روزنامه بزنم که مردم به رفیق های خیالی_و صد البته واقعیشون_ بسپرن از تیام برام خبر بیارن؛ جدیدا کم حرف تر و گوشه گیرتر شده:(((

پاسخ:
:)))))
میگم ! حتما میگم ! فقط مشکل اینه که اون نمی تونه بهم بگه @-@
آره :-) فکر خوبیه ....
ای واییییییی :((((( فعلا که نامه ای براش ننوشتی که باهاش بیشتر آشناشیم ....ولی به آرامیس میگم پیداس کنه :***

چه نامه ی قشنگی:)من باید یاد بگیرم مثل تو برای لورا نامه بنویسم!=)
تنهایی..حس خیلی بدیه راستش دوسش ندارم ولی بعضی اوقات تنهای خوبه!=)

پاسخ:
مرسی :) نامه های تو هم خیلی قشنگن ! =)) 
به شدت موافقم ! *-* 
  • هلن پراسپرو
  •  

    یک ماه بود برایت نامه ای نیامده بود ؟ چه کنم ؟ نامه رسان این کهکشان نمی داند دلتنگی چیست .

     

     

    (اشک توی چشم جمع شدن)

     

    من که میتونم اون آدما رو درک کنم :) تنهایی... تنهایی ابدی حتی... خیلی مزه میده.

    پاسخ:
    ( شوکه شدن *-* و دستمال کاغذی ؟ ) 

    :))می تونی ؟ تو یک ایستگاه فضایی مثلا .....تا ابد ؟ تنهای تنهای تنها ؟ 
    منم فک کنم بتونم :-) 

    چقدر دلنشین :))

    پاسخ:
    دلنشین خوندی :))) 

    اره از بی تی اسه =)

    پاسخ:
    الان دانلودش کردم *-* 
  • Sepideh Adliepour
  • فوق‌العاده بود(((:

    پاسخ:
    مثل شعر های شما :))
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • خیلی قشنگ بوددددد T-T خوشبحال آرامیس که تو رو داره =)

    ولی خب من تنهایی ابدی رو دوست دارم =]

    پاسخ:
    قشنگ خوندی :))) خوشبحال آرسینا هم که تو رو داره *-* 
    اوهوم ! 
  • ع‍ی‍نک ...
  • می‌دونی من چقدر روی شعرای سهراب حساسم نه؟

    فقط خواستم بگم حواسم هست که داری لا به لای پستات از شعرای سهراب استفاده می کنی:

    _تو پست نامه به ۸۰ سالگی از این شعر: "زندگی آب تنی کردن در حوضچه ی اکنون است"

    _و حالا از این شعر: "آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی"

     

    +راستی دقت کردی روز به روز داری روان تر و بهتر می نویسی؟

    پاسخ:
    برای اولین بار سلام نکردید D: سلام :) 

    منم حساسم D: 
    توی پست هشتاد سالگی هم نوشتم اون بالاش از سهراب سپهری *-* 
    ولی اینجا نه :) چون فقط از کلمه هجای هستی استفاده کردم نه شعر سهراب ×__× 

    + ممنونم :)) 
  • apollo ‌‌ ‌‌ ‌‌
  • احیانا شما خواهر آقای اگزو ‌‌‌‌پری نیستید که داره برای خواهر شازده کوچولو نامه می‌نویسه؟! (:

    پاسخ:
    آیا شما می دانستید این کامنت با روح من بازی کرد ؟! لیاقت این تعریف رو من نداشتم واقعا :)) خیلی ممنون *-* 

    چقد خوبه =)))

    فقط همینو میتونم بگم

     

    ( در افق بر آرتی بسته می شود )

    پاسخ:
    0___0 مرررسی =))) 

    ( آرتمیس کلید یدکی دارد و از زیر زمین وارد می شود )

    " یک روز میان رنگین کمان های سیاره ای قدم خواهیم برداشت ، در آب های آزاد قدم خواهیم زد ، میان دو هجای هستی توت خواهیم خورد ، عشق را لمس خواهیم کرد و تا آن روز ، من دوستت خواهم داشت "

    من با کاور کالیمبای مای هارت ویل گو آن و خوندن این قسمت، حقیقتا و عمیقا گریه کردم. نکنید این کارو :) افسرده شدم الان.

    زندگی، لطفا کسی رو بهم بده که برام از این نامه های قشنگ بنویسه. :دی :)

    پاسخ:
    ...
    وایییی ! قلبم :** نکن اینکارو با من . ذوق مرگ شدم الان *-* 

    می خوای خودم برات بنویسم ؟:دییی 

    +من نامه های سر ویلیامز رو خوندم هاا . خیلی زیبا بودن *^* :) 

    *می کوبد پشت آرتمیس و می خندد*

    :دی جالب میشه ها *-*

    + به سر ویلیامز که یکی بیشتر نتونستم بنویسم =) ولی، خیلی لطف دارییی :* بوس بهت.

    پاسخ:
    *___*  
    "نامه ای برای نوبادی" وای خیلی قشنگ میشه *-* ولی نمی دونم باید چی بگم‌ D: =) 

    +وایییی @-@ منظورم سر الکس بود *کوبیدن بر سر* ولی در کل نوشته هات رو دوست دارم ، یه حس خیلی خوبی بهم میدن =) ( من کل آرشیوت رو حفظم : هاااهاااا) 

    اینم بوس من :دی 
    ..

    وایی*-* از همین الان ذوق دارم براش. هرچی دوست داری بگو :*

    + آره من سر ویلیامز بودم D: *برق چشمان و ذوق* مرسییی ازتتت. :") خیلی خوشحال شدم شنیدمش. :)) (یا خوندمش؟ O.O) (XD *-*)

     

    کاواییی*-*

    پاسخ:
    آدمهایی هستند که سرشار از مهربانی اند . آنقدر مهربان که هرجا برسی می خواهی بگوی :" فلانی را می شناسی ؟ می دانی چقدر مهربان است؟" می خواهی به تمام جهان بگویی که مهربانند ! مهم نیست کجا باشند . از تمام کلماتشان می توانی عشق و امید را دریابی . مثل شعرهای عاشقانه نیست مثل حرفهای عاشقانه هم نیست مثل ۶۹ خورشیدی است که در سیارک شازده کوچولو  طلوع می کند و کلماتش میدرخشند . کسی که هیچ وقت تو را ناراحت نکرده هیچ وقت هم نخواهد کرد .  اول چندان دوستش نداشتی ، فقط خواستی بهش بگویی "وبلاگ خوبی داری" و می روی و دیگر بر نمی گردی . اما بعد آرشیوش را می خوانی ، کتاب های فراوانی را که خوانده و تو بین کتاب های او چیزی نیستی ، عقب تر می روی ، می فهمی لکنت دارد . خب که چه ؟ چه اهمیتی دارد ؟ وقتی ررر_هااا__صالحی_ در جواب تو ذوق می کند وقتی تمام نوشته هایش بوی عشق و محبت می دهند ...وقتی گربه اش را عاشقانه دوست دارد وقتی عنوان یکی از پست هایش این است "هیچکس برای من مثل تو نیست" و او نیز همین طور است...تاحالا او را ندیده ای و شاید هم تا آخر عمرت او را نخواهی دید اما او خیلی مهربان است و برای تو "هیچ کس مثل نوبادی نیست" 

    تقدیم به نوبادی 
    *-*-*-*-*-* 

  • Violet J Aron ❀
  • به آرامیس بگو وایولت رفته افق و تا اطلاع ثانوی هم بر نمی گرده:/

    از وقتی که من چیز خاصی نمینویسم ذوق نویسندگی همه گل کرده:(

    چه زندگی ایه آخه. اصلا وقت و تمرکز واسه نوشتن ندارم و وقتی متن های خیلی قشنگتون رو میخونم قند توی دلم آب میشه.

    #وقتی_نویسنده_ای_که_مدت ها- خوب-ننوشته- است-متن_نویسنده‌ی_دیگر_را_ می‌خواند.

    پاسخ:
    آخه :/ 
    آره ! برا منم عجیبه ..لطفا همین جوری بمون من همش داره ایده هائ مختلف به ذهنم می رسه :دی
    ..
    #وقتی_ننوشتن_یک نویسنده _باعث_ شکوفایی_بقیه_می_شود
  • Violet J Aron ❀
  • بالاخره نفهمیدم... نوبادی لکنت داره یا رها صالحی مربوط به کس دیگه ای بوده؟

    پاسخ:
    نوبادی و رها صالحی یه جوری ..هر دوتاشون یه نفرن ! من که اینجوری فهمیدم @-@ 

    *زجه زدن* *بغل کردن معصومه و فشردن او*

    این خیلییی قشنگ بوددد T__T ممنونممم ازت بابت نوشتنش T_T چقدر من ذوق می کردم با هرکلمه ش :دی دوباره هم کاور کالیمبای مای هارت ویل گو آن داشت پلی می شد و من فقط داشتم جلوی اشکامو می گرفتم که آبروم جلوی خانواده نره. :| آریگاتووو T.T

    پ.ن: کتاب های من هم دربرابر کتاب های بقیه چیزی نیستا. D:

    پ.ن2: خوشحالم که چنین احساسی داری درباره لکنتم. من خودم اصلا دوستش ندارم و خب، اوکی نیستم باهاش. بیشتر دوستای ریل لایفمم اصلا اوکی نیستن باهاش. ولی خب من همیشه دوستای مجازی نازنینم رو دارم که بهم امیدواری بدن :") ممنونم.

    پ.ن3: برای من هم هیچکس مثل آرتمیس نیست.

     

    @وایولت

    عام... با یکم تغییر، رها خود منم :* تفاوتمون در اینه که خب من نمی دونستم باید چجوری همه ی مشکلات افراد دارای لکنت رو در قالب یه داستان مطرح کنم به خاطر همین یکم تغییر دادم توی خاطره ی خودم، و روز اول مدرسه رو مثال زدم. که خب برای خودم در روز اول مدرسه دقیقا چنین اتفاق هایی نیفتاده بود.

    پاسخ:
    *سر به بیابان می گذارد* 
    الان تو یک دو راهی گیر کردم نه می تونم بگم مرسی که خوندی چون متن درباره خودت بود نه می تونم بگم قشنگ خوندی D: ولی من تمام واقعیت رو گفتم *-* تو خیلی مهربووونی *-* 
    وای:| بخش خوانواده :| منم وقتی بقیه کامنت های خنده دار می دن باید جلو خودمو بگیرم:| مخصوصا کامنت های استلا @-@ 

    پ.ن : در مقابل من هستااا D:
    پ.ن 2 : جدی ؟ آخه از نظر من چیز خاصی نیست و اگه ببینمت اول محکم میام بغلت و به چیزای دیگه اهمیت نمی دم‌:* 
    پ.ن 3 : *__________* 

    @وایولت 
    کار خوبی کردی چون من اصلا چیز زیادی درباره لکنت نمی دونستم :"))) 

    و در آخر بغل :دی ( همیشه دلم می خواست از این استیکره استفاده کنم D: )

    تو کلا خوشت میاد به من بخندی نه ؟ XD

    پاسخ:
    XD همین الانم دارم به این حرفت میخندم‌ .
  • Violet J Aron ❀
  • نوبادی@

    منم که قبلا گفته بودم بعضی وقت ها دچار لکنت می شم. البته احتمالش کمه ولی خیلی آزاردهنده اس. 

    و همیشه هم باعث خنده ی دیگران میشم:/

    پاسخ:
    واییییی ...چه بد :((((

    *جلوی آرتمیس را می گیرد تا سر به بیابان نگذارد*

    XD عب نداره. لازم هم نیست چیزی بگی :") ممنووونمم! خودت هم خیلی مهربونی :))

    آره دقیقا...

    پ.ن: در مقابل بقیه نیستااا D:

    پ.ن2: چون تو خیلی مهربونی :) و خب بقیه به مهربونی تو نیستن.

     

    بغلللللل*___*

    استیکر خوشگلیه. خوشحالم بلاخره تونستی ازش استفاده کنی. :دی

     

    @وایولت

    :(( این خیلی مزخرفه که بقیه می خندن. خیلی خیلی.

    پاسخ:
    *از بیابان نیشخندی بزرگ تحویل می دهد* 

    مرسیییی *-* 
    پ.ن : در مقابل من هستا ! ( این چرخه همچنان ادامه دارد D: ) 

    پ.ن 2 : ( لبخندی خیلی بزرگ به این بخش *-* ) 

    .آره تونستم ! :دی 

    @وایولت 
    :"((( چه ناراحت کنندس ....دلیلشون چیه واقعا که می خندن ؟ من از این دوستا نداشتم تا حالا ..ولی اگه داشته باشم هم در آینده فکر نکنم بهش بخندم چون..موضوع خاصی نیست :)

    یادم رفت بگم!

    قالب جدید مبارک *-* خیلی خوشگله. مخصوصا بکگراندش. یکم که بهش نگاه می کنم، انگار توش غرق می شم...

    پاسخ:
    این دهمین قالبمه ..هرهفته عوض می کنم ..دو روز اول قربون صدقه می رم بعد دوباره عوض میکنم *کوبیدن سر به دیوار*

    مرسی مرسی*-* پذیرای غرق شدن شما هستیم !D:

    *به سمت پرتگاه می روند*

    پ.ن: نیستااا D: (بعله که ادامه دارد!)

    پ.ن2: :))

     

    + XD عب نداره منم یه مدت همینطوری هی قالب عوض می کردم. الان دیگه اوکی شدم. نمی دونم چرا ولی هروقت می خوام قالبو عوض کنم، می گم خوشگله دیگههه می خوای چیکار یکی دیگه :) *جلوی کوبیدن سرش به دیوار را می گیرد*

    پاسخ:
    *طناب را به گردنش می آویزد* 
    پ.ن :  *وسوسه شدن برای صلح* ولی هستااا D: 

    +آخه مشکل اینه که مال تو واقعا خوشگله D: *-* من فقط دو سه تا عکس بهش اضافه می کنم ، هنوز دارم دنبال قالب مورد علاقم می گردم ...هعیی XD *اهمیتی نمی دهد و سرش را محکم تر به دیوار می کوبد* 

    *فرار می کند*

    پ.ن: *پرچم سفیدش را آماده نگه می دارد* نیستااا D:

     

    +نه بابااا :)) مال توعم خیلی خوشگله. ایشالا زودتر قالب مورد علاقه ت رو پیدا کنیی! *-* *سرش را محکم می گیرد تا جایی نکوبد*

    پاسخ:
    *با یک طناب به دنبالت!* 

    پ.ن : هستااا D: *با کمی خجالت، پرچم سفید را بالا می گیرد* 

    +ایشالاه *-*  *سرش را می خاراند و دوباره می کوبد XD* 

    یه ماه نبودم ، یه سراغی نگیرینا..راحت باشید

    متن جالبی بود :/

    پاسخ:
    چرا باید سراغ بگیریم خوب ؟ D: منم یه ماه برم هیچ کس حواسش نخواهد بود ..×___× 
    ممنون ولی :) 

    تو چقدر قشنگ نامه مینویسی @_@

    اون قسمت نامه رسان کهکشان یه حس عیجبی توش داشت(استیکر بغض کردن)

    پاسخ:
    سلام آبنبات ! خوش اومدی !( الکی مثلا من نمیشناسمت D:)
    ممنووونم *-* 
    ( استیکر ذوق که داره بالا و پایین می پره ) 
  • ریحانة السادات
  • سلام آرتمیس :'')

    خب اینو اول می خواستم خصوصی به خودت نشون بدم ولی گفتم آخه چرا؟ 

    برای همینم عمومی میذارم و امیدوارم لینکش مشکل نداشته باشه =)

     

    اینجا *-*

     

    و خب قالبت عالیه. نتونستم نگم! 

    پاسخ:
    واووووو O.O 
    ممنونمممممم یه عااالمه =) 
    *چشمان قلبی* *کف و خون قاطی می کند* 

    مرسی *-* نگاهتون زیباست ^^
  • ریحانة السادات
  • عاشق توصیف توی ستاره هاتم D=

    خواهش می کنم دوستان هم خیلی خوششون اومد *-*

    (:

    پاسخ:
    ممنونم از تو و هم دوستانت *-* 
    =))

    گااااد*_*

    یاد قلم یوستین گاردر افتادم..

    چقدر خوب نوشتییییی:)

    چقدر قشنگه!

    پاسخ:
    وای*-* 
    یوستین گوردر؟....*ذوق کردن* 
    ممنونممم:) 
    *-*!!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی