‌‌‌‌‌کلام فضا

‌‌‌‌‌کلام فضا

من فکر می‌کردم می‌نویسم تا فراموش نشم ولی این فریاد‌های مغزم بودن که نیاز به نوشتن داشتن.
پس ادامه دادم.

برگی از تاریخ برای آینده

سه شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۹، ۰۳:۲۰ ب.ظ

می دانی من تو را زیاد در گوگل جست و جو کردم ..ویکی پدیا تو را اینگونه توصیف می کند  : کروناویروس‌ها (نام علمی: Coronaviruses) خانواده بزرگی از ویروس ها و زیر مجموعه کرونا ویریده هستند که از ویروس سرما خوردگی معمولی تا عامل بیماری‌های شدیدتری همچون سارس، مرس و کووید ۱۹ را شامل می‌شود.کروناویروس‌ها در دههٔ ۱۹۶۰ کشف شدند و مطالعه بر روی آن‌ها به‌طور مداوم تا اواسط دهه ۱۹۸۰ ادامه داشت. این ویروس به‌طور طبیعی در پستانداران و پرندگان شیوع پیدا می‌کند، با این حال تاکنون هفت کروناویروس منتقل شده به انسان، کشف شده‌است. آخرین نوع آن‌ها، کرونا ویروس سندرم حاد تنفسی ۲ در دسامبر ۲۰۱۹ در شهر ووهان چین با همه گیری در انسان شیوع پیدا کرد. کرونا ویروس پس از مدت کوتاهی تمام جهان را درگیر کرد.

همین ! فقط همین ! 

ویکی پدیا نمی گه که من هنوز پسر دایی جدیده رو بغل نکردم ، ویکی پدیا اشک های یک خانواده رو موقع مرگ پسرشون نمی گه . ویکی پدیا نمی گه که هزاران لیست از کتابای کتابخونه رو من هنوز نخوندم چون بخاطر تو کتاب خونه ها بسته است  .ویکی پدیا فقط مثل یک نمایش آمفی تئاتره همه فقط چیزی رو که صحنه هست رو می بینن و تماشاگر ها نمی دونن پشت صحنه چه خبره ! مثل شیوع طاعون و وبا و بیماری های دیگه تاریخ جهان و می دونی ..همه ی ما تماشاگریم . تماشاگر تاریخ با قیافه های متعجب ... بگذار من پشت صحنه را توصیف کنم :  روزهایم تکرار و تکراری تر از قبل شده اند ، هرروز از خواب بیدار میشوم ، کتاب میخوانم ، درس هایم را مرور می کنم ، به مادر کمک می کنم ، در نت میچرخم ،پست های جدید منتشر می کنم ، با خانواده اخبار را نگاه می کنم و با دیدن هزاران نفر که به خاطر تو مردند  غرق در اندوه میشوم . کم کم دارم باور می کنم ربات هستم و تو هم مسئول ربات بودن من..

اوایل آمدنت را یادت میاید ؟ همه می گفتند از خفاش ها آمدی ! همه با ترس و لرز ماسک ها را می خردیدند ..دیگر ماسک پیدا نمی کردیم .خیابان ها سوت و کور شدند و سرمان را بلند کردیم و دیدیم یک ماه است به خاطر تو بدون هیچ دلیلی در خانه میچرخیم . اما حالا کمتر کسی دارد اهمیت می دهد انگار همه باور کردیم که تو فقط یک توهمی هرچند نیستی.....راستی !  دیشب هم برای صدمین باز شنیده ایم  که واکسنت را ساخته اند و گویا این بار واقعیست...گویا کم کم داری گورت را از زندگی انسان ها گم می کنی ! ممنون ! 

دارم تند میروم... تو خوبی هایی هم داشته ای چون بالاخره هر چیزی خوبی هم دارد دیگر ! تو کاری کردی با یک لیوان شیر کاکائو تمرینات ریاضی را حل کنم  ..تو کاری کردی به یاد بیاورم که زندگی چقدر کوتاه است و کوتاهتر و کوتاهتر....  من یادم رفته بود که چقدر مدرسه ام را دوست داشتم و تو به یادم آوردی. تو چیزهای زیادی را از من گرفتی و در مقابل چیزهای زیادی را به من یا بهتر بگم ما انسان ها بخشیدی . اما خب....بالاخره تا کی ؟ تا کی ؟ تا کی می خوای بمونی ؟ تا کی می خوای این همه ادم به خاطر تو که از یه میلی متر هم کمتر نیستی بمیرند ؟ تا کی ؟ 

یک فرضیه دیگر هم می گوید که ما تو را خلق کردیم . و تو شاید مثل آن بچه هایی که ناخواسته به دنیا میایند  مجبور به زندگی کردن شدی و هزاران ادم را به کشتن دادی ، اگر اینگونه است من از طرف آنها عذر میخواهم ..بالاخره انسان ها هم می تونن ترسناک باشن......نه ؟ 

 

خیلی ممنون از یومیکو که این چالش رو راه انداخت و منم دعوت کرد ^_^ 

دعوت می کنم از حنانه ، مونی ، آلما ،فاطمه کریمی   عینک =) 

 

  • آرتمیس ☆

نظرات (۳۱)

تو هم پسر دایی جدیدت رو بغل نکردی ؟ *اشک*

( ببین خدایی چقد تفاهم ×__× )

خیلی قشنگ نوشته بودی :"

 

فقط دوتا اشتباه بگیرم ؟ 

اون یه تیکه ی " چیزی که تک تکمون عشق و امید رو با اون نشون میدیم " گفتاریه و با بقیه ی نامت نمیخونه =)

یکی دیگه هم " تویی که از یک میلیمتر هم کمتر نیستی " احتمالا میخواستی بگی کمتر هستی ! D:

 

+ چرا هی خوشم میاد به همه اینو بگم ؟ فکر کنم کرم دارم :/

مونی قبلا دعوت شده 😂

پاسخ:
آره *اشک بیشتر* 
( نمی دونم حتی تو فامیلا هم تفاهم داریم ...خیلی عجیبه @-@) 
مرسی قشنگ خوندی ^^ 

ای بابا درستش می کنم 
D: 

..

+منم چرا کرمم میاد اینو بگم ؟ 
یک بار دیگه دعوت بشن . اشکال داره ؟ 😂

من حنانه رو دعوت کردمD:
راستی خیلی خوب نوشتی هااااااااااا کلا از همه جنبه هاش نوشتی...هعی کرونا

پاسخ:
منم دعوت می کنم خب D: 
مرسی ^---‐---^  ...آره هعییی 

  • ♪♪HANANE ♪♪
  • قشنگ نوشتی *_____* من تازه دختر عمه شدم هنوز دخترداییمو ندیدم T-T دوستامو بخاطر کرونا از دست دادم (رابطه مون کمرنگ شد) و... T-T البته زندگیم مثل قبلنه . _ . به همون رباتی بودن . _ . 

    عررررر منم دعوتم T-T عرر خوشحالیدم T-T

    پاسخ:
    مرسی .
    وای مبارکهT---T ایشالاه می بینیش زود :")) 
    منم خیلیییی خوشحال می شم بخونم نامت رو *____* 

    عه تو هم استیکر داری :"

    میگم آرتمیس نظرت چیه اصل ( 😂😐 ) بدیم شاید واقعا خواهریم *-*

     

    + بذار بازم کرم بریزم و بگم برای ادامه دار شدن چالش باید از کسایی دعوت کنی که نشدن 😂

    پاسخ:
    بلی .
    من از همین جا خواهر بودن خودمون رو اعلام میکنم *استلا را در آغوش می گیرد * 

    +فرقی نمی کنه ...حتما نباید به چالش دعوت بشی که شرکت کنی..هرکسی می تونه شرکت کنه D: *پرچم سفید* 
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • اععععععع همه استیکر دارن جز من -_- بلدم نصبشون کنم ولی حوصله ندارم -_- جناب افشین تو که دیگه صاحب اختیار مرکز مدیریتی نمیای برای اینجانب هیت گرل نصبشون کنی؟ D: 

    پاسخ:
    راحته که ! کاری نداره ! دو دقیقه بیشتر طول نکشید برا من ....
    چرا به من میگی برو به خودش بگو D: 

    خیلی قشنگ بود

    ولی استلا درست میگه

    یه جاهایی از حالت نوشتاری در می اومد و گفتاری می شد

    مونی تنبل شده قول زود بنویسه

    پاسخ:
    الان اصلاح کردم درست شد ؟ D: 
    به مونی بگو وقتی ببینم ستاره شو خیلی ذوق میکنم :"))))
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • #تنبل_میباشم 

    -_-

     

     

    آقاااااا میشه به صورت داستان باشه که شخصیت داستانش یه نامه مینویسه؟ 0-0 من به جز آرسینا نمیتونم برای کسی نامه بنویسم -_- مگر اینکه توی داستان باشه D: 


    من کی رو دعوت کنممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم 

    0__________0

    پاسخ:
    #اوف بر تو 
    D: 

    نمی دونم باید از @یومیکو بپرسی ..خب برا ارسینا بنویس بعد براش تعریف کن ماجرا رو...فک نکنم مشکلی داشته باشه D:

    نمی دونم .....کیبوردت سالمه الان ؟ D: چقدر تایپ می کنی ! 

  • ♪♪HANANE ♪♪
  • #واقعا اوف بر من

    0-0

     

    کیبورد عزیزم بارها برچسب عوض کرده -_-

    پاسخ:
    #نفرین عامون بر تو 
     
    بیچاره عجب صاحبی داره XD دلم سوخت براش ...
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • #نفرین آرتمیس اریس بر من

     

     

    از طرف کیبورد:

    هرروز و هرشب... دارم توسط انگشتای ریزه میزه حنا فشرده میشم بدون اینکه جیغم در بیاد -_-

    پاسخ:
    #نفرین 

    از طرف کیبورد من : 
    نمی دونی چه صاحب گلی دارم من..صاحب تو هم انشالاه رستگار می شه D: 
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • وایسا وایسا اون آرتمیس منظورم تو نبودی -_- منظورم الهه آرتمیس بود -_- (نگو که تو الهه آرتمیسی 0-0 بگو که نام مستعارت اینه 0-0)

    پاسخ:
    خوب شد گفتی وگرنه می خواستم نفرینت کنم ( آره ! آرتمیس اسم مستعاره ) 
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • آقااااا رسیدم به بخش دعوت کردن. نمیدونم کی رو دعوت کنم -_- یاری برسان -_-

    پاسخ:
    عام...بزار ببینم ..نمی دونم XD 

    وای، منم پسر دختر داییم رو هنوز بغل نکردم، به دختر داییم از بچگی میگم آبجی 😢

    خیلی بده، امان از کرونا :((

    خیلی خوب نوشته بودی 😊

    پاسخ:
    خیلی بده واقعا *اشک* 
    هعییی روزگار ..ایشالاه میره به زودی 
    ممنونم ! ای وای من چرا یادم رفت دعوتتون کنم ؟ *کوبیدن بر پیشانی* الان دعوتتون میکنم ..چرا یادم رفته بود واقعا ؟ 
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • به سوی رستگاری XDD

    آقاا نمیدونم کی رو دعوت کنم T-T

    پاسخ:
    انشالاه . انشالاه 
    الان که ستارت روشن شده ! D: 
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • آره آره ولی خب وایولت دعوت شده بود T-T

    پاسخ:
    نمی دونم XDD 
  • ♪♪HANANE ♪♪
  • سبا رو دعوت میکنم 0-0 

    (وی رقص کنان به سوی مرکز مدیریت میرود)

    پاسخ:
    باشه :)
    (وی هم تشویق کنان حنا را تا مرکز مدیریت همراهی می کند )

    ممنون از دعوتت :))

    پاسخ:
    خواهش می کنم *-* 
  • پسر بهار (PB)
  • خوببببب بود! :)

    پاسخ:
    مرسیییی ممنون =))
  • پسر بهار (PB)
  • خوببببب بود! :)

    پاسخ:
    چرا دوبار ؟ D: 


  • . 𝑵𝒂𝒔𝒕𝒓𝒏 .
  • چ خوب نوشتیییی*-*

    پاسخ:
    مرسییییی ^__^

    (اشک هایش را پاک می کند)

    پاسخ:
    ( دستمال کاغذی )
    منم همین حسو داشتم موقع خوندن نامه تو D:
  • پسر بهار (PB)
  • چون دوبار خوب بود 

    منم مینویسم..یه روحیه بدی بد نیست :/

    پاسخ:
    واو ..مرسی *-* 
    خوشحال میشم بخونمش ^-^ 
  • پسر بهار (PB)
  • پس یه سر به وبم بزن..

     

    پاسخ:
    مگه نزدم ؟ تازه دنبالم کردم :دی 

    عاااالی بود :)))))

    من مدرسه دوست دالم :((

    بگذریم یه جاهاییش یهو از حالت کتابی درمیومد عامیانه می شد...

    مرسی از دعوتت...

    خیلی ممنون تر که لینک نکردی :)))

    واقعا می خوام این یه دونه بلاگ پرایوت بمونه حداقل...

     

    پاسخ:
    مرسیییی ^----^ 
    هعیی روزگار :( 
    ببخشید دیگه D: 

    خواهش می کنم :))) منتظرم بخونم *_*
    اره خب ..اینجوری که وبلاگت رو ثبت نمی کنی فهمیدم که دوست نداری . و خواهش می کنم‌ بازم ^_^ 
    ..

    دوست دارم بخونمش اما الان واقعا سرم شلوغه:(

    ولی قول میدم بخونمش. قول میدم!

    پاسخ:
    :((
    فدای سرت ! هر وقت دوست داشتی بخون ^^

    خیلی قشنگ بود=))

    ولی... چقد حیف که نمیتونم چند بار بخونمش -_- اینکه میبینم همه پست گذاشتین و من وقتشو ندارم نظر بذارم خیلی رو مخه:/

    +گفته بودم امتحان کاروفناوری داشتم؟ :/ چرت ترین امتحانی که تاحالا داده بودم://

    پاسخ:
    مرسی :))) 
    من بر عکس اصلا نمی تونم ستاره ی روشن رو تحمل کنم :/ هر جور شده باید بخونم -_-

    +اینو الان داری به کسی میگی که داره کاردستی کار و فناوری رو ارسال میکنه ! واقعا یک جامدادی اونم با کاغذ رنگی به چه درد می خوره ؟:|....

    سلام سلام سلام.

    خیلی عالی نوشتید👌.

    هرچقدر بد بود بله‌...خوبم بود....این کرونا....

    به امید روزی که شما پسر داییتان را بغل کنید...

    بادستان کثیف من ساندویچ بخورم...

    وهمه بتوانند محوبشان را بغل کنند.

    پاسخ:
    سلام ضربدر سه =)
    مرسی مرسی ^^
    بله ایشالاه میره به زودی .....هعییی

    واهاعاییی آرتی مجموع بازدید کننده هات الان 4444 تاست XD

     

    +میدونم بیکارم !

    پاسخ:
    چه جاااااااااااااااالب D: خیلی ذوق کردم بابت این عدد رند .

    +می خوای بیام چت کنم باهات ؟ XD مگه تو درس نداری ؟ 

    آره خیلی خوشم میاد از اینجور عددا :دی

     

    درس ؟ ای بابا ... حوصلشو ندارم :"

    دیگه حالم از هرچی درسه بهم میخوره :/

    پاسخ:
    منم همینطور :دی ( و باز هم تفاهم +_+) 

    هعییی ...منم همینطور XD .:|||| 

    چرا این نامه ها همش پر از غم هستن :(( خدایی کرونا اگر میفهمید با زندگیمون چکرده خودش جم میکرد میرفت،،، حیف که خیلی نفهمه :/

    پاسخ:
    آره خب :( 
    نفهم به تمام معنا :| 
  • یاسمن گلی:)
  • خیلی قشنگ نوشتی عزیزم:) 

    پاسخ:
    خیلی خیلی ممنونم :))) 

    سلام :)

     

    ممنون بابت دعوت :) راستش فعلا که واسه نوشتنش چیزی به ذهنم نرسیده حالا اگه بعدا چیزی خطور کرد حتما می نویسمش :) ولی‌ اگه ننوشتم پیشاپیش عذرم رو پذیرا باشید :/

     

    کتابخونه های شهر ما بازه :) گفتم که دلتون بسوزه D:

     

    می تونم یه آرزو بکنم؟

    کاش قبل از اینکه واکسن ویروس کرونا ساخته بشه ؛ واکسن بی عدالتی، واکسن ظلم ، واکسن جهالت و واکسن نامهربونی ساخته بشه °_°

    پاسخ:
    سلام :)

    به هر حال خوشحال می شم بخونمش اونم با این طبع شعرتون *-* 

    دلم سوختD: 

    ارزوی قشنگیه (: ولی فک نکنم ساخته بشه ..
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی