‌‌‌‌‌کلام فضا

‌‌‌‌‌کلام فضا

من فکر می‌کردم می‌نویسم تا فراموش نشم ولی این فریاد‌های مغزم بودن که نیاز به نوشتن داشتن.
پس ادامه دادم.

چی بگم.

يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۴۰۳، ۰۲:۲۰ ب.ظ

من؟ اون آهنگ پلی لیستت که هربار پلی می‌شه ردش می‌کنی اما همچنان نگهش میداری، اون بیسکوئیتی که داری از گرسنگی می‌میری ولی همچنان نمی‌خوریش، اون درسی که با خودت می‌گی "شب امتحان جمعش می‌کنم."، اون دمنوش بدمزه که وقتی مریضی هم دلت نمی‌خواد بخوریش، اون کتابِ کتابخونه‌ت که فقط چند صفحه رو خوندی و گذاشتی کنار، اون لباسی که آخرین بار کلاس هفتم پوشیدی، اون اسکرین شات‌هایی که هیچ وقت سراغشون نمی‌ری، اون لحظه که همه رفتن و فقط تویی که داخل کلاس 

موندی، اون معلم که سر کلاساش می‌خوابیدی، اون ورزشی که هیچوقت سراغش نرفتی، اون احساس کلافه شدن و به استیصال رسیدن بعد یه روز خسته کننده. 

 

 

تو؟ اون آهنگ پلی لیستم که پنجاه و شش بار پلی شده، اون خوراکی‌ای که هرروز می‌خرمش، اون درسی که هزاران بار می‌خونم و کنفرانس میدم و حفظش می‌شم، اون چاییِ نصفه شبِ مامان بعد یه روز خسته کننده، اون کتابی که گوشه‌هاش کنده شده از بس همه جا با خودم بردم، هودی مورد علاقم، پوشه‌ی عکس‌های مورد علاقت از آدما، اون لحظه که داری وسایلت رو جمع می‌کنی و می‌بینی دوستات منتظرت موندن، اون معلمی که هردفعه بغلش می‌کردم، اون ورزشی که حالم رو خوب می‌کرد، اون احساس خوابیدن طولانی بعد گذروندن یه روز خوب. 

 

من؟ یه داستان تموم شده. کسی که می‌تونی به راحتی فراموشش کنی. کسی که فقط یه فصل از زندگیت رو می‌گیره. 

 

 

 و تو؟ :)

  • آرتمیس ☆

نظرات (۱۷)

این پست رو نمی‌خواستم بذارم ولی یک نفر شب اومد تو خوابم و مجبورم کرد.

چقدر وبلاگم خوشگله دلم براش تنگ.
پاسخ:
حق.
  • 𝑹𝒂𝒄𝒉𝒆𝒍 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒔
  • چقدر قشنگ ~♡

    خیلی خوبه که پست ها و نوشته هاتون رو می تونم بخونم و لذت ببرم🥰
    و واقعا وبت قشنگه ! حیف نیست بیشتر برامون نمی نویسی؟🥺
    پاسخ:
    ممنونم. 3>

    تلاشم رو می‌کنم بیشتر بنویسم، ولی قول نمیدم. :دی
    چشام درست دیدن، ستاره اینجا واقعا روشن شد :)))
    پاسخ:
    خودمم باورم نمیشه حقیقتا. D: 
    نمردیم و روشن شدن ستاره اینجا رو هم دیدیم:)
    پاسخ:
    هیهیهی داداش ::)))) 
  • عبدالعظیم ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شرونی
  • چرا این همه به انتها رسیدن؟
    دختر دلم خیلی تنگ شده بود.
    خوشحالم که اون یه نفر اومد توی خوابت و مجبورت کرد.
    پاسخ:
    منم راستشو بگم دلم برای کامنت‌هات یذره شده بود. :(
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • اومدم بگم دست اون کسی که اومد به خوابت درد نکنه، دیدم نوبادی قبل از من گفته. ولی همین.
    پاسخ:
    D:: 
    شرلی با استعدادم🌷
    پاسخ:
    قربونت برم عزیزم. 😇
    @نوبادی
    اونی که اومد توی خوابش من بودم😔💪🏻
    +کسی که بخواد سر منتشر کردن همچین پست قشنگی ناز کنه معلومه که شبا باید رفت تو خوابشو…
    پاسخ:
    ❤️‍🔥❤️‍🔥
    +هی با ادب باش اینجا بچه نشسته.
  • غَزَلْ (هیرای)
  • چقدر دلتنگ اینجا بودم و نمی‌دونستم :)))
    پاسخ:
    شرمنده می‌کنی. 🤭
  • ~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • من اینو خیییلی دوست داشتم.
    پاسخ:
    این هم تو رو خیییلی دوست داشت.
    واو..... عجب چیزی نوشتی =>>>>
    پاسخ:
    ممنونم آیامه-چان::))
    همون روز که منتشر شد نخوندمش، حکمتش این بود که دقیقاً در چنین احوالی بیام و بخونمش و یکم آروم بشم، از این که حداقل یک نفر درک می‌کنه.
    پاسخ:
    منم الان خوشحال شدم از اینکه درکم کردی. :) 
    +و هی، اگه دوست داشتی می‌تونی راجع بهش حرف بزنی.
  • عشق کتاب ✩·̩̩̥͙
  • خیلی وبلاگت خوشگله منم دلم براش تنگ شده بود.
    +وای کامنتا آبی هستن. همیشه اینطوری بوده؟ =)))
    پاسخ:
    مرسی خوشگل.
    + باور کنی یا نه، خودم همین الان دیدم. =))
    خیلی بد با خودم مواجه شدم.
    خوندنش شبیه ریختن آب و یخ رو سرم بود
    پاسخ:
    *ریختن چایی* اشکال نداره. :)) 
    چرا اینو الان خوندم؟-
    پیوند.
    پاسخ:
    ای وای قربونت برم.
  • آیســـ ــان
  • چقدر این قشنگه.
    پاسخ:
    سلام
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی