‌‌‌‌‌کلام فضا

‌‌‌‌‌کلام فضا

من فکر می‌کردم می‌نویسم تا فراموش نشم ولی این فریاد‌های مغزم بودن که نیاز به نوشتن داشتن.
پس ادامه دادم.

گریزی به سوی کتاب عیدانه 1

پنجشنبه, ۴ فروردين ۱۴۰۱، ۱۰:۳۶ ب.ظ

این پست دو بخش داره، صادق باشم بخش دوم بیشتر به دردتون می خوره تا روزانه و خلاصه ای از زندگی من. 

 

به عنوان کسی که آخرین نوشته ش در وبلاگ به دی ماه سال پیش برمیگرده، خلاصه ای می دم تا با این پنل و بیان احساس غریبگی نکنم. 

خب، سلام. 

اول اینکه از هلن ممنونم برای گذاشتن چالش دوباره گریزی به سوی کتاب که باعث شد بعضی انسان ها از غارشون بیرون بیان. (D:) 

سال جدید شروع شده و من مثل پارسال هیچ نوشته خاصی از دستاورد ها، خودم و حتی چالش لبخند به جا نذاشتم. اما خب، با حساب اینکه گذشته ها گذشته اگه بخوام از شروع سال یه تعریفی بدم؛ شروع خوبی داشتم، توی روزهام حداقل یه کار مفید انجام می دم که خوشحال کنندست. 

توی این مدت دی ماه یا حتی قبلش، به معنای واقعی توی غار بودم، بیشترین کاری که کردم فکر کردن بود. خب صادق تر باشم، راجب خودم فکر می کردم و سعی می کردم خودم رو بشناسم (که بعضی جاها با غم هایی رو به رو می شد) حالا هنوز هم این کار رو می کنم.

چیزی که باعث شد اینجا ننویسم سوال درگیر کننده "من چه جوری می نویسم؟" "یا قلم من، قلم خود منه؟"  بود. هنوز هم درگیرش هستم اما دوست ندارم این سوال دلیلی باشه تا اینجا ننویسم. 

خب، بریم سراغ چالش. 

روز اول: زندگی خود را دوباره بیافرینید. نمره 4 از 5 

فکر می کنم از عنوان کتاب موضوعش مشخص باشهD: اولین بار اسم این کتاب رو توی یکی از برنامه های مجتبی شکوری در کتاب باز شنیدم، اون موقع اسم کتاب رو جایی نوشتم تا بعدا بخونم. اما رفت تا چند ماه بعد. یک بار دیگه اون برنامه پخش شد و این بار هم با خودم گفتم باید تهیه کنم. توی این بازه زمانی طاقچه کتاب رو رایگان گذاشتن بود و من از اونجا که اسم کتاب یادم نبود، بدون اینکه بدونم تو طاقچه داشتمش:)) 

اول اینکه، من اهل کتابای روانشناسی با عنوان هایی مثل «زندگی خود را تغییر دهید!» «راز خوب زندگی کردن» و غیره نیستم، این کتاب هم -تا اونجا که من اطلاع دارم- شبیه کلیشه ها نیست. 

نویسنده این کتاب، جفری ای یانگ عقیده داره ما الگوهایی در زندگی داریم که باعث بروز مشکلات در زندگی مون میشن و نقش اساسی در اونها دارن. اسم این الگوها رو تله های زندگی گذاشته و معتقده اونها از دوران کودکی درون ما هستن. 

تله ها یازده تا هستن، چندتاشون مثل: 

ترک شدن 

سو ظن و بد رفتاری 

وابستگی 

آسیب پذیری 

طرد شدن از اجتماع 

حق طلبی 

و.. هستن. 

حالا ریشه این تله ها از کجا میاد؟ توی این کتاب از چند نفر دارای این تله ها صحبت میشه و کودکی هرکدوم مورد مطالعه قرار می گیره. مثلا مدلینی که تو کودکی تجربه تجاوز رو داشته، دچار تله بی اعتمادیه و نمیتونه یه رابطه بلند مدت رو تجربه کنه. کتاب در مورد اینها حرف میزنه. اینکه چقدر ریشه مشکلات ما به کودکی مون برمیگردن و چقدر اتفاقات میتونه فقط و فقط بر اساس خاطرات کودکی به وجود بیاد. 

در فصل ها پرسشنامه هایی هم قرار میده تا بفهمید دچار کدوم تله هایید و چطور می تونید بیشتر اونها رو بشناسید. 

خب، من توی موقع مناسبی خوندمش. قبل خوندن این کتاب راجب ریشه های کودکی زیاد فکر می کردم و این کتاب دید رو بهتر کرد، راه حل های پایان هر فصل برای هر تله، قابل تامل هستن. 

در کل این کتاب رو پیشنهاد می کنم. بخصوص به کسایی که فکر می کنید مشکلاتی از شما به کودکیتون باز می گردن و بشدت روی زندگیتون تاثیر دارن. 

  • آرتمیس ☆

نظرات (۲۳)

نیازمند خواندن این کتاب>>>>*

پاسخ:
:))))))) 

از وقتی اینجا رو فالو کردم اولین باره ستارش روشن میشه:>

پاسخ:
وای خدا:" 

آرتی آرتییی!

ممنون که شرکت کردی! و از غارت اومدی بیرون! و ستارتو روشن کردی! و کلا همه چی!

جدا یادم رفته بود چقدر دلم برای پستهات تنگ شده(آیا این جمله اصلا با عقل جور در می آید؟ هیهی خیر.)

به هرحال، ممنون! همین کتاب اولیت رو دقیقا من هم از پست ویرگول مجتبی شکوری‌ به بعد میخواستم بخونم... ولی اسمش پاک یادم رفته بود. مرسی که نوشتی ازش:)

پاسخ:
هلنن خواهش میکنمم:")) 
  • چوی زینب دمدمی
  • ولی میدونی...حتی متوجه نشدم اینجا وبلاگ آرتمیسهه!!تا اینکه کامنت هلن رو دیدم!! @__@

    پاسخ:
    کنچانا کنچاناD": 
  • 𝙇𝘶𝘯𝘢𝘭𝘪𝘯 --
  • من حتما اینو میخونممممم

    گفته بودم شیوه معرفی و نقد کتابت کراشمه؟

     

    +همین الان دوتا از پستامو تو پیوندات دیدم و قلبم گرم شد...

    ++دلم برات تنگیده بود بچهTT

    پاسخ:
    خوبهه*-*
    شرمنده می کنینT-T 

    ++منمTT 
  • ~𝒎𝒊𝒕𝒔𝒖𝒓𝒊 ‌‌
  • وای بالاخرههه ستارههه ی اینجااا (""":

    *اشک شوق

     

    چقدر نیازمندم به این کتابTT و چقدر نیازمندم این وبلاگ چرخ اورت با وایب فوق العاده ش هر روز ستارش روشن شه اصلاTT *درخشش

    پاسخ:
    بلهههه:")) 
    *دستمال 

    ای کاش می تونستم به هرکسی نیاز داشت هدیه بدم.. 
    مرسی خب دخترT-T *اکیلی شدن
  • -- 𝚂𝚎𝚕𝚎𝚗𝚎
  • واهای بالاخره یه جرقه ای هم از اینجا دیدیم D"""":

    خوش برگشتی دخترD":

     

    خب به نظرم این مدت رو مفید گذروندی... بهرحال وقتی که صرف فکر کردن میشه (به خصوص درباره خودت) هیچ وقت تلف شده به حساب نمیاد میدونی که :دی.

     

    و درباره کتاب... به نظرم چیز جالبیهD": اینم به لیستم اضافه میکنم

    و جدن خوشحالم که اینقدر اینجا کتاب خون و اهل ادب داریم و کسی نمیاد درباره طرح جدید ناخون هاش بنویسه و نظر بده..D": 

    پاسخ:
    بلی بلی ممنونممD: 

    بله بله کاملا درست می فرمایید :دی 

    اوهوم!! دقیقا=")) 

    "گفته بودم شیوه معرفی و نقد کتابت کراشمه؟"

    آیلین@ جان این بشر تمام حرکات و حرف زدن و نفس کشیدنش کراشه،خودش قبول نمی کنه^^

    پاسخ:
    باورش سخته خب^^ 

    وای من دلم برای آرتمیس و پست هاش یه ذره شده بود:::))))

    پاسخ:
    ایضضسیییی هیهیهی:)) 

    جوری که اصن به محتوای پست توجه نکردم باز..

    پاسخ:
    شاعر در این زمان می فرماید "ما هنوز مثل قبلیم" ...

    ولی خب خانم محترم،ما در جلسات فلسفی و روانشناسی گذشته مون راجع به تله ها،الخصوص در باب ریشه ها مطالعه و مباحثه کردیم^-^

    کتاب حاضر رو هم که بله^^

    بهرحال،دست شما درد نکنه،زحمت کشیدین،از خودگذشتگی کردین،به خانم بچه هاتون سلام برسونین.*-*

    پاسخ:
    بله بسیار ممنونم از یاد آوری، خواستم در پست اشاره ای به جلسات فلسفی بکنم منتهی فراموش کردم^-^ 
    سلامت باشین، شما هم به اندرسون ها سلام برسونین، خواهش می کنم*-* 
  • -- 𝚂𝚎𝚕𝚎𝚗𝚎
  • یوسکیوشکیوشسیکمسحزبیشصج مومنت آرتان واهای D""""""""""":

    *گرفتن اسکرین شات*

    پاسخ:
    من که چیزی ندیدم... 

    اندرسون ها و مرض^^

    پاسخ:
    ^-^
  • -- 𝚂𝚎𝚕𝚎𝚗𝚎
  • این بشر تمام حرکات و حرف زدن و نفس کشیدنش کراشه،خودش قبول نمی کنه^^

    این چیه پس؟^-^

    پاسخ:
    اشاره به سه کامنت بعد^^

    اگر اینقده 🤏 بویی از لیام بودن برده بودی،الان اینجا به دادم میرسیدیTT

    پاسخ:
    چجوری می رسیدم خبT-T

    سلن جاانن

    این که مومنت نیست😔

    اصوسا فکر میکنم زوجین متاهل دیگه مومنت نمیدین،کلا هستن،همینطور زیبا و قشنگ و اینا... xDD

    پاسخ:
    فکر بی نظیر و درستیهxD

    درسته که پروفایل ت رو عوض کردی و I should be mad at you.

    ولی چون خیلی خوشگل شده و به پروفایل من بیشتر میاد،می بخشمتتتت:::)))))

    پاسخ:
    اتفاقا تعجب کردم اشاره ای نکردی و به همین نتیجه رسیدم، با تشکر از بخشش شما^-^ 

    همسر زیبایم...

    مود بیانیون در حال حاضر: *اینا چقدر زود مراحل و پله های پیشرفت رو طی کردنxDDDD

    پاسخ:
    و این است، قدرتXD 

    پروفایلتان رو نگه داشته بودم برای بخش ویژهD":

     

    پاسخ:
    واوD": 

     الان یادم افتاد...اصن وقتی والدین دو تا بچه باشی مومنت دادن دیگه چه معنی داره؟^-^

    پاسخ:
    مثل این میمونه از پدر و مادرامون توقع داشته باشیم^-^ 
  • -- 𝚂𝚎𝚕𝚎𝚗𝚎
  • من تک تک کامنتای آرتمیس تو وب آیسان و بالعکس رو مومنت حساب میکنم دوستان^-^

    پاسخ:
    صحیح^-^
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی