این پست دو بخش داره، صادق باشم بخش دوم بیشتر به دردتون می خوره تا روزانه و خلاصه ای از زندگی من. 

 

به عنوان کسی که آخرین نوشته ش در وبلاگ به دی ماه سال پیش برمیگرده، خلاصه ای می دم تا با این پنل و بیان احساس غریبگی نکنم. 

خب، سلام. 

اول اینکه از هلن ممنونم برای گذاشتن چالش دوباره گریزی به سوی کتاب که باعث شد بعضی انسان ها از غارشون بیرون بیان. (D:) 

سال جدید شروع شده و من مثل پارسال هیچ نوشته خاصی از دستاورد ها، خودم و حتی چالش لبخند به جا نذاشتم. اما خب، با حساب اینکه گذشته ها گذشته اگه بخوام از شروع سال یه تعریفی بدم؛ شروع خوبی داشتم، توی روزهام حداقل یه کار مفید انجام می دم که خوشحال کنندست. 

توی این مدت دی ماه یا حتی قبلش، به معنای واقعی توی غار بودم، بیشترین کاری که کردم فکر کردن بود. خب صادق تر باشم، راجب خودم فکر می کردم و سعی می کردم خودم رو بشناسم (که بعضی جاها با غم هایی رو به رو می شد) حالا هنوز هم این کار رو می کنم.

چیزی که باعث شد اینجا ننویسم سوال درگیر کننده "من چه جوری می نویسم؟" "یا قلم من، قلم خود منه؟"  بود. هنوز هم درگیرش هستم اما دوست ندارم این سوال دلیلی باشه تا اینجا ننویسم. 

خب، بریم سراغ چالش. 

روز اول: زندگی خود را دوباره بیافرینید. نمره 4 از 5 

فکر می کنم از عنوان کتاب موضوعش مشخص باشهD: اولین بار اسم این کتاب رو توی یکی از برنامه های مجتبی شکوری در کتاب باز شنیدم، اون موقع اسم کتاب رو جایی نوشتم تا بعدا بخونم. اما رفت تا چند ماه بعد. یک بار دیگه اون برنامه پخش شد و این بار هم با خودم گفتم باید تهیه کنم. توی این بازه زمانی طاقچه کتاب رو رایگان گذاشتن بود و من از اونجا که اسم کتاب یادم نبود، بدون اینکه بدونم تو طاقچه داشتمش:)) 

اول اینکه، من اهل کتابای روانشناسی با عنوان هایی مثل «زندگی خود را تغییر دهید!» «راز خوب زندگی کردن» و غیره نیستم، این کتاب هم -تا اونجا که من اطلاع دارم- شبیه کلیشه ها نیست. 

نویسنده این کتاب، جفری ای یانگ عقیده داره ما الگوهایی در زندگی داریم که باعث بروز مشکلات در زندگی مون میشن و نقش اساسی در اونها دارن. اسم این الگوها رو تله های زندگی گذاشته و معتقده اونها از دوران کودکی درون ما هستن. 

تله ها یازده تا هستن، چندتاشون مثل: 

ترک شدن 

سو ظن و بد رفتاری 

وابستگی 

آسیب پذیری 

طرد شدن از اجتماع 

حق طلبی 

و.. هستن. 

حالا ریشه این تله ها از کجا میاد؟ توی این کتاب از چند نفر دارای این تله ها صحبت میشه و کودکی هرکدوم مورد مطالعه قرار می گیره. مثلا مدلینی که تو کودکی تجربه تجاوز رو داشته، دچار تله بی اعتمادیه و نمیتونه یه رابطه بلند مدت رو تجربه کنه. کتاب در مورد اینها حرف میزنه. اینکه چقدر ریشه مشکلات ما به کودکی مون برمیگردن و چقدر اتفاقات میتونه فقط و فقط بر اساس خاطرات کودکی به وجود بیاد. 

در فصل ها پرسشنامه هایی هم قرار میده تا بفهمید دچار کدوم تله هایید و چطور می تونید بیشتر اونها رو بشناسید. 

خب، من توی موقع مناسبی خوندمش. قبل خوندن این کتاب راجب ریشه های کودکی زیاد فکر می کردم و این کتاب دید رو بهتر کرد، راه حل های پایان هر فصل برای هر تله، قابل تامل هستن. 

در کل این کتاب رو پیشنهاد می کنم. بخصوص به کسایی که فکر می کنید مشکلاتی از شما به کودکیتون باز می گردن و بشدت روی زندگیتون تاثیر دارن. 

۱۵ ۰