‌‌‌‌‌کلام فضا

‌‌‌‌‌کلام فضا

من فکر می‌کردم می‌نویسم تا فراموش نشم ولی این فریاد‌های مغزم بودن که نیاز به نوشتن داشتن.
پس ادامه دادم.

روز بیست و هفتم!

دوشنبه, ۴ اسفند ۱۳۹۹، ۰۸:۲۹ ب.ظ

مسواک زده بودم و تازه می خواستم برم بخوابم تا اینکه شنیدم مامان برای سارا داستان می گه، یه حسی باعث میشه بشینم جلوی در بشینم و به داستان مامان گوش بدم.

 

یه روزی ، مردی با خانواده ش زندگی می کرد، ولی زمانی رسید که اون مجبور شد خانواده رو ترک کنه و بره و تو مهمونخونه ای کار کنه…

هنوز داستان شروع نشده سارا میگه :«یعنی از پیش خونوادش رفت؟»

+آره خب، لازم بود براش!

_برای چی؟ اون حق نداشت فراموش کنه..

+خب بخاطر پول دخترم.

_پس بچه هاش چی؟ خانوادش چی؟ 

+عزیزم! خب آدم لازمه گاهی وقتا بعضی چیزا رو فراموش کنه دیگه! 

_ولی اون حق نداشت! نمی که دخترش ناراحت میشه؟ اصلا نمی خوام داستان تعریف کنی مامان. آه..

مامان با یه قیافه «این چه بچه ای من دارم» از اتاق میاد بیرون و بهم میگه که من برم براش داستان تعریف کنم.

سارا رو به پام تکیه می دم و شروع می کنم «روزی و روزگاری، مردی درمهمونخونه ای زندگی می کرد، اون هیچ کسی رو نداشت، همیشه تنها بود، کسی نبود بهش بگه خسته نباشی، یا هیچ کس تا حالا بهش نگفته بود دوست دارم، اون مرد هیچ وقت عاشق نشده بود، یا هیچ وقت توی یه سرسره بازی با کسی بازی نکرده بود، هرروزش از روز قبلی تکراری تر بود، از خواب بلند می شد، تو کارای مهمون خونه کمک می کرد ولی بازم همیشه تنها بود….» 

 

_واییی! آبجی اینکه از داستان مامان هم دردناک تره!

+شاید….کدوم بدتره؟ خانواده ای نداشتن یا خانواده ای از دست دادن؟ 

در حالی که بهت زده به فکر فرو رفته بود گفت :«خانواده ای نداشتن»

+باشه، شب بخیر.

_شب بخیر

 

پی نوشت : از طرف شخصیتام تست دادم :)) رها intj شد، سارا هم enfj شد D":

  • آرتمیس ☆

نظرات (۱۳)

به قول خودت فرست؟@-@

پاسخ:
آری^-^ 
چون اینجا وب منه و کهکشانه، من برعکس بقیه جام و تی تاپ نمی دم D: 

فرست ؟ :| 

پاسخ:
خیر ^-^\

بنظرم خانواده از دست دادن سخت تره چون یهو همه چیز تبدیل به پوچی میشه اما موقعی از اول پوچ باشه خاطره ای با خانواده نداشتی اما اینم سخته..وایییی اصلا هر دو سخته:/

+کارآگاه خوبی هستیا!D:

پاسخ:
من فکر می کنم خانواده ای نداشتن دردناک تره...چون هیچ خاطره ای نداری، ولی خانواده از دست دادن، حداقل خاطراتی داری...
+:دی

چه جوری به جای شخصیت ها تست میدی :/

مائو‌چرا وبش روبسته :|||||

پاسخ:
به سختی :/
من چه بدونم :///

آه ... به نظرم از دست دادن سخت تر از نداشتنه. چرا ؟ چون وقتی یه چیزی رو نداری هیچ وقت ناراحت نداشتنش نیستی چون نمیدونی چه حسی داره . آدم دلتنگ چیزی که هیچ وقت نداشته نمیشه :) ولی از دست دادن... درد بزرگیه.  خیلی بزرگ و غیر قابل تحمل...

پاسخ:
مخالفم..
کدوم بدتره؟ اینکه آدم هیچ وقت طعم آبنبات رو نچشه یا آبنبات بخوره و دندونش بشکنه؟ هوم؟ 
من ترجیح می دم تجربش کنم و آسیب ببینم نه اینکه هیچ وقت تجربش نکنم:" 
  • هلن پراسپرو
  • مردی در مهمانخانه...

    کواث D: از شاهکش

    پاسخ:
    وای من اونو هنوز نخوندمش.هق.

    ولی اگه قراره بود حق انتخاب داشته باشیم، من ترجیح می دادم اصلا خانواده ای نداشتم باشم :") اینکه بهمون نشون بدن خانواده داشتن چقدر خوبه، و بعد ازمون بگیرن، خیلی... بی رحمانه ست.

    + عاشق عکس اول پستاتم.

    پاسخ:
    هیهیهی.انگار با توجه کامنت ها فقط منم که فکر می کنم که ترجیح می دم خانواده داشته باشم و از دستشون بدم تا اینکه هیچ وقت نداشته باشم:/ 
    +*^*
  • 𝓿𝓪𝓷𝓲𝓵 •°
  • از این قسمتت خوشم اومدم :")

    خیلی ایدت دوس بداشتنی بود =)

    @استلا

    تست دادن خیلی باسه شخصیتا کیف می ده *-*

    نمی دونم والا اون از کیدو که تازه باز اینم از مائو -_-

    پاسخ:
    مرسیی:)) 

    دقیقا*-*
    اوهوم =.=

    شاید تا حدی با خانواده باهات موافق باشم، چون البته از نظرم چندان فرق هم نمی‌کنن دردشون احتمالا یه‌جور باشه. ولی عاشق شدن چی؟ اونو دیگه حقیقتا بهتره تجربه نکنیم. یا بازم می‌خوای تجربه‌اش کنی؟

     

    @هلن

    منم دقیقاااا به همون فکر کردم! 

    پاسخ:
    آره...عشق رو هم میخوام تجربه کنم.
    (من واقعا یه چیزیم هست:/) 

    @
    من نخوندمش هنوزز T.T

    خودت چه شخصیتی هستی؟ 🤔

    پاسخ:
    من intp عم D: 
  • |•° ن.م °•|
  • جالب بود. چقدر خوب داستان پردازی میکنی:)

    پاسخ:
    ممنون:)) 

    گمشو:""

    پاسخ:
    عام...*گم‌شدن*......_.

    چقدر، اینجا و حسش خوبه :) خیلی خوب.

    پاسخ:
    نظر لطفتونه.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی