‌‌‌‌‌کلام فضا

‌‌‌‌‌کلام فضا

من فکر می‌کردم می‌نویسم تا فراموش نشم ولی این فریاد‌های مغزم بودن که نیاز به نوشتن داشتن.
پس ادامه دادم.

روز هشتم!

جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۹، ۱۱:۳۰ ق.ظ

روز هشتم :«به سوالی مانند چطوری؟ از دید پنج نفر پاسخ دهید»

امروز آخرین امتحان ترم امسالمه و ریاضیه ،من همیشه از ریاضی متنفر بودم ، پس امروز هم روز خوبی نخواهد بود،لباسامو می‌پوشم تا برم مدرسه ، به مامان و بابا صبح بخیر می گم.

بابا می‌پرسه :«چطوری؟» 

_الان؟ عالیم! ولی شب احتمالا افتضاح باشم! 

+هوم.خوبه ، حال الانتو بچسب دخترم.

به سمت مدرسه میرم . وقتی از کنار یکی از مغازه ها رد میشم می‌شنوم که یکی میگه

«چه عجب! اومدی! چطوری شاگرد عزیزم؟» گفته بودم که؟ من عاشق ثبت کردن گفت و گوهایی دیگرانم

پسره میگه :«خوبم! دارم برا کنکور میخونم استاد!» 

صاحب کار یه پس گردنی بهش میزنه و میگه :«گمشو‌ ببینم! مگه نگفتم امروز کار داریم؟» 

میدونید ، همیشه دوستام بخاطر اینکه دفتر یادداشتم پر از گفت و گوهای مردمن مسخرم میکردن ،خودم هم باهاشون موافقم . آخه کی تو اول دفترچه ش می نویسه :«بار یکشنبه یکم دیر میاد!»

کم کم داشتم به مدرسه می‌رسیدم ، آیناز رو دیدم  ، احتمالا نمی دونه من حرفهای اون روزش رو شنیدم ، می پرسه : چطوری؟

_خوبم تو چطوری؟ 

+منم خوبم ، نسبتا.

من از تظاهر کردن بدم میاد ولی گاهی اوقات مجبورم این کارو بکنم ، باهام حرف میزنه از امتحان ها می پرسه ، دلم میخواد همون لحظه بزنم خفه ش کنم ، اما نمیشه ، می ریم سر کلاس تا امتحان بدیم.

معلم می‌پرسه :«خب بچه ها، چطورید؟» 

همهمه تو‌ کلاس ایجاد میشه :«خانم امتحان سخته؟» «چند ساعت زمان داریم؟» خانم همه رو ساکت می‌کنه ، برگه ها رو به دستمون میده ، خب زود باشید.

بعد از تموم شدن امتحان آیناز ازم می پرسه :«خب؟ چطور بود؟» 

سکوت میکنم . و‌ بهش میگم :«خوب شد رها اینجا نیست» 

و از مدرسه میام بیرون ، حس بهتری دارم ، وقتی می‌دونی چیزی پابرجا نیست پس بهتره زودتر تمومش کنی.

وقتی می رسم خونه بابا می پرسه :«خب الان چطوری؟» 

«عالیم ، یه چیزی فراتر از عالی» 

  • آرتمیس ☆

نظرات (۸)

احساس میکنم خالی شدم *-*\

پاسخ:
D: 

چقدر خوب دختره زد دوستشو ضایع کرد..حال کردم!

پاسخ:
کاشکی ما هم یاد بگیریم ازش!

چه سوال های عجیبی داره این چالشه! ولی قشنگ نوشته بودیش =))

پاسخ:
موافقمD: و آریگاتو :)) 

وای چه خوبه(("=

من این شخصیت اصلیتو خیلی دوست دارم... آدم خودکفاییه(("=

پاسخ:
مرسییی:) 
شخصیت اصلیم هم دوست دارهD=

زیبا بود و نگاه های متفاوتی داشت :)

ممنون هم از جوابایی که خودم ازش بدم میاد ولی استفاده میکنم گاهی:)

پاسخ:
ممنونممم:) 
اوهوم! 

قشنگ بود=)

پاسخ:
ممنون=)

وقتی می‌دونی چیزی پابرجا نیست پس بهتره زودتر تمومش کنی

اینن *~*

پاسخ:
^~~^

فکر میکردم فقط خودمم که گفتگوی بقیرو مینویسه تو نوت گوشیش

البته من همیشه این کارو نمیکنم فقط بعضی وقتا

عکسم میگیرم ازشون😶

پاسخ:
وایییی😂😂
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی