‌‌‌‌‌کلام فضا

‌‌‌‌‌کلام فضا

من فکر می‌کردم می‌نویسم تا فراموش نشم ولی این فریاد‌های مغزم بودن که نیاز به نوشتن داشتن.
پس ادامه دادم.

روز هفتم!

سه شنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۹، ۱۱:۳۷ ب.ظ

​​​​​​

روز هفتم :«بدون هیچ پس و پیشی آخر فیلم مورد علاقتان را لو بدهید» 

 

"تو نمی تونی جلوی شکستن قلبت رو بگیری ، اما میتونی انتخاب کنی که کی اونو بشکنه"

مامانم آخر هفته تو بیمارستان شیفت بود . قرار گذاشتم با باران آخر هفته برم خونه شون و با هم فیلم ببینیم.

وسایلم رو جمع کردم تا برم خونشون ، قبل از رفتنم بابا گفت :«رها مراقب خودت باش!» نمی دونم چی فکر می کرد ، این اولین بار بود که می رفتم خونه ی یکی از همکلاسی ها و احتمالا بابا فکر می کرد قراره جایی رو آتیش بزنیم و این حرفا ، یادش رفته که من دیگه بزرگ شدم.

خونه خانواده باران ، خونه ی نسبتا بزرگی بود و باران بیشتر اوقات تو خونه تنها بود ، فلشی روی تلویزیون گذاشت تا با هم سریال Dark رو ببینیم ، کلی هم چیپس و تنقلات آورده بودیم تا همزمان با فیلم نگاه کنیم.

تا اینکه گوشیم زنگ خورد :«الو؟ رها بیا خونه مامان بزرگ حالش بد شده» 

باران خیلی دختر احساساتیه ، توی مدرسه هم بخاطر این احساساتی بودنش مسخره میشه.وقتی هم گفت و گوی من و بابام رو شنید اشک تو چشماش حلقه زد.

«امم..بابا میشه فقط دوساعت؟ خواهش میکنم» 

«باشه باشه ولی زودتر بیا»

_باران یه فیلم دوساعته نداری؟؟

مثل بچه ها خوشحال شد . «آره آره دارم» 

فیلم  The Fault In Our Stars رو گذاشت تا ببینیم ، اون اول های فیلم فقط به این دلیل می دیدم که باران خوشحال باشه ، دلم پیش مادر بزرگ بود البته من و مادربزرگ همون‌طور که قبلاً گفتم روابط خوبی نداریم ، اما خب حتی مرگ کسی که نمی شناسیش دردناکه دیگه مادر بزرگ جای خود داره.

اما کمی که از فیلم گذشت واقعا جذب ش شدم ، عاشق اون تئوری های توی فیلم ، عشقی که بین هیزل و گاس بود 

و البته....مرگ.

معدود فیلمی می تونه من رو تحت تاثیر قرار بده ، حتی بعضی فیلم ها وقتی کسای دیگه سطل سطل اشک میریختن من همون‌طور پوکر فیلم رو نگاه می کردم ، ولی خب این فیلم فرق داشت ، از اعماق قلبم احساسات شخصیت ها رو درک کردم و اشک ریختم.

وقتی هم بابا خبر داد که :«حال مادربزرگ بهتره» دیگه با خیال بهتری برای مرگ گاس اشک ریختم. 

"تو نمی تونی جلوی شکستن قلبت رو بگیری ، اما میتونی انتخاب کنی که کی اونو بشکنه" 

باران گفت :«خیلی فیلم قشنگی بود ،مگه نه؟» 

«آره ، خیلی» و از باران خداحافظی کردم.

  • آرتمیس ☆

نظرات (۱۳)

خیلی خیلی خیلی خوب نوشتی:)))

واحب شد برم فیلمه رو ببینم اصنD:

پاسخ:
خیلی خیلی خیلی ممنونD::)) 
یادم رفت بگم!:/ کتابم داره ...البته فرقی نمی کنه چون کتاب و فیلم هردو خیلی قشنگ بودن، من اول کتابشو خوندم و اولین فیلمی بود که بنظرم با کتابش فرق نداشتD: 

چقدر یه جمله میتونه غمگین و عمیق باشه؟

پاسخ:
:")
  • زهرا سادات ‌‌
  • قشنگ بود =))

    من کتابشو خوندم T.T

     

    پاسخ:
    مرسی:) 
    وای منم اول کتابشو خوندمTT فیلمشم ببین^^
  • ☁️𝐴𝑦𝑙𝑖𝑛 🌱𝑆𝑒𝑛𝑝𝑎𝑖
  • چرا همتون دارین همه فیلمایی که من میخواستم ببینمو اسپویل میکنیددددددد

    این چه موضوعیهههههههXD

    پاسخ:
    اوه شتتتXDD
    خب...
    تو هم فیلم‌هایی که ما می خوایم ببینیم رو اسپویل کن ، نظرت؟ :دی 

    چه فیلم قشنگی بوده حتما(":برم ببینمش..
    ولی تو نسبت به بقیه کمتر اسپویل کرده بودی"-"
    +اینقدر دلم میخواد یبار برم خونه دوستام بخوابم یا فیلم ببینیم(":

    پاسخ:
    اوهومT.T 
    آره :دی خیلییی زیر میزی اسپویل کردم"-"
    +من چرا دلم نمیخواد؟"-----" 

    یه سوال:

    مگه اسم تو یه چیز دیگه نبود؟ پس چرا نوشتی رها؟

    پاسخ:
    .....
    "-"
    "---"
    "-------"
    "-----------" 

    این چالش سی روزه نوشته :/ و خیر سرم رها شخصیت داستانمه!:/

    آهان!!!

    آهان!!

    چقدر از این چالشا بی خبر موندم.

    ایح!!! (تیکه کلام تو نبود؟ D: )

    پاسخ:
    :دی 
    چرا!! تو روز روشن تیکه کلامم رو می دزدین؟ نکنین این کارا رو!! عه!D: 

    واییی خدا کامنت وایولتو دیدم پوکیدمممXDDDDD

     

    ولی خوب به نسبت بقیه خیلی کم اسپویل کردی، دمت گرم~_~

    چون اساسا از اسپویل بدم میاد -___-

    پاسخ:
    هیهیD: 

    بابا اسپویل کردم ولی مثلاً باید متن رو با دقت بخونی بفهمیXD 
    نمی دونم چرا من با اسپویل مشکلی ندارم!:/D: 

    من اینو پیوند میکنم :")

    خیلی قشنگ لود :')

    پاسخ:
    آریگاتووو :) 

    وای این:))) اولین فیلمی بود که دیدم و حس کردم حتی از کتابش هم قشنگ‌تره. چقدر گریه کردم باهاش!

    یکی این، یکی five feet apart. جفتشون عالی بودن.

    پاسخ:
    من اول کتابشو خونده بودم! و هردوتاشون عالی بودن *اشک*
    وای آرههه اونم خیلی قشنگ بود *-*

    منم این فیلم رو دیدم:')) از بیرون که نه ولی از درون واقعا اشک ریختم باهاش

    البته چون از قبلش کتابش رو خونده بودم میدونستم از چه قراره ولی انتخاب بازیگزشون عالی بود

    پاسخ:
    اوهوم :)) 
    دقییییقا!! منم!*-*

    با اجازه وسطاش رو نخوندم که برام اسپویل نشه D:

    پاسخ:
    راحت باشXD

    هق

    آخرش

    TT

    پاسخ:
    نگوT-----T
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی