وقتایی که کارایی رو انجام میدم مواجه می شم با هجوم کلماتی که شبیه اوناست :) و من سرشار از این جملاتم. 

و خیلی خوشحال شدم که ایشون هم از این جملات نوشته.

 

 


1. من به جنگل رفتم چون سر آن داشتم که آگاهانه زندگی کنم. من بر آن شدم که ژرف بزنم و تمامی جوهر حیات را بمکم. هر آنچه را که زندگی نبود ریشه کن کنم و در آن دم که مرگ به سراغم بیاید. چنین نپندارم که نزیسته ام.

_هنری دیوید ثارو 


2. روزی که دانش بر لب آب زندگی می کرد 

انسان در تنبلی یک مرتع 

با فلسفه های لاجوردی خوش بود 

_سهراب سپهری


3. شما هرگز یک دزد را به خانه تان دعوت نمی‌کنید، پس چرا اجازه می دهید افکاری که شادی شما را می دزدند در ذهنتان سکنی گزینند؟

_چارلی چاپلین


4. یک سیب افتاد و جهان از قانون جاذبه باخبر شد. میلیون‌ها جسد افتاد اما انسان معنی انسانیت را درک نکرد.

_چارلی چاپلین


5. اگر هنر و حقیقت نمی توانند با هم زنده بمانند بگذارید هنر بمیرد.

_رومن رولان


6. آینده از آن کسانی است که به زیبایی رویاهایشان باور دارند.

_النور روزولت


7. همه آدم ها، با هر زبانی، یک شکل می خندد چرا که خنده پیوندی جهانی است 

_جیکوب اسمیرنوف

 


8. من کشف کرده ام که قضیه این نیست که دنیا چی برای تو کنار گذاشته، قضیه این طوری است که تو برای دنیا چی برای خودت آورده ای.

_لوسی ماد مونتگمری


9. از طوفان هراسی ندارم، زیرا دارم می آموزم که چگونه کشتی خود را هدایت کنم.

_لوییزا می الکوت


10. چه تصور زیباییست این که بدانیم روزهای خوب زندگیمان هنوز فرا نرسیده اند.

_آنه فرانک


11. زندگی بدون رویا مثل پرنده ای با بال شکسته است.نمی تواند پرواز کند 

_دن پنا


12. شما نمی توانید از دست کسی که شما را به خنده می اندازد عصبانی باشید، به همین سادگی 

_گی لوو


13. هرگز سرتان را خم نکنید، همیشه آن را بالا نگه دادید و مستقیما به چشم های جهان نگاه کنید.

_هلن کلر


14. زندگی ساده است اما ما اسرار داریم که آن را پیچیده کنیم.

_کنفیوس

 


15. نگرانی مثل پرداخت قرضی است که ندارید.

_مارک تواین


16. همه نویسندگان مغرور، خودخواه و تنبل هستند. نوشتن یک کتاب تقلایی است هولناک و نفسگیر همچون ابتلای طولانی به یک مرض دردناک.

_جورج اورل


17. اگر فعالیت مغز انسان ها به اندازه یک میلیونوم معده شان بود اکنون کره زمین تعریف دیگری داشت.

_آلبرت انیشتین


18. بهترین زمان برای طرح ریزی یک کتاب زمانی است که مشغول شستن ظرف ها هستی.

_آگاتا کریستی

(این به شخصه برای من اتفاق افتاده :دی) 


19. تعداد بسیار کمی از ما همان چیزی هستیم که به نظر می رسیم.

_آگاتا کریستی


20. جایی را که نمی پسندید عوضش کنید شما درخت نیستید.

_جیم ران


21 به جای مردان سیاست درخت بکارید تا هوا تازه شود.

_سهراب سپهری


22. اگر به شما پیشنهاد شد تا بر روی یک موشک فضا پیما بنشینید نپرسید کدام صندلی فقط بنشینید و اوج بگیرید.

_شریل سند برگ


23. امنیت اغلب خرافات است. زندگی یا یه ماجراجویی عزیز است یا هیچ چیزی نیست.

_هلن کلر 


24. برو دنبال آرزوهایت، انسان ها زمانی که به دنبال آرزو هایشان نمی روند پیر می شوند.

_پائولو کوییلو


25. بعضی وقت ها هم فکر می کنم بدنم برای من کافی نیست، نیاز دارم پرواز کنم و در ذهن های دیگری زندگی کنم و همه چیز را از منظر شخصی دیگر ببینم. بعضی وقت ها نیاز دارم پروانه باشم و بنشینم روی گل ها. بعضی وقت ها هم رود شوم و جاری، افسوس که بدنی خمیده و فشرده ام با افکار زنگ زده.

_رنجور


26. در جهانی که ما زندگی می کنیم، کلمات بیشتر از گلوله ها آدم کشتند.

_مهران مدیری


27. فکر کردن به هیچ چیز قدرتی است که هرکسی ندارد.

_بوعلی سینا


28. چشمانتان را خوب باز کنید! آیا از زندگی که در حال گذران آن هستید لذت می برید؟


29. فکر یا حرف زده شده مثل گل چیده شده است که به کسی یا کسانی تقدیم میشه و چون بر اومده از اون اقلیم نیست، به زودی هم خشک می شه.


30. شاملو میگه :«سکوت سرشار از ناگفته هاست»

هایدگر : «سکوت تنها وقتی معنی داره که حرفی برای نگفتن وجود داشته باشه»

_غمی که دیگه نیست


31. سقف خانه ما سوراخ است. اما مناره های مسجد خالی سر به فلک کشیده! همسایه مان هرسال می رود حج می گوید خدا طلبیده! خدا؟خسته نشدی از قیافه تکراریش؟

_حسین پناهی


32. زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس میکند.

_ویلیام شکسپیر


33. بزرگترین ریسک این است که هیچ ریسکی نکنی.

_مارک زاکر برگ


34. تا زمانی که نفس می کشی هیچ وقت برای انجام یک کار خوب دیر نیست.

_مایا آنجلو


35. آدم باید بره دریا تا بدونه موج چه جوری بلند میشه.

_اپیزود چهارم رادیو دیو


36. شعور یعنی پیش آن که درک شویم، درک کنیم.

_ژوزه سارامگو

 


37. اشتباهم این بود که هرجا رنجیدم، خندیدم، فکر کردند درد ندارد، ضربه هایشان را محکم تر زدند.

_چارلی چاپلین


38. اونی که فکر می کنه یه انسان نمی تونه جنایت کنه یه انسانه.

39. هوس های مردم با چیزایی که نمی تونن ببینن شکل نمی گیره 

_از انیمه Yuukoku no Moriarty یا همون موریارتی وطن پرست


40. می خواستم جان واتسون شرلوک ها باشم دریغ از این که شرلوک درونم پررنگ تر بود و خودم نیازمند یک جان واتسون بودم.

_یک کامنت در این پست


41. بچه‌ها شروع می‌کنن به بزرگ شدن. من قبلاً تجربه‌ش کردم. مُفت نمی‌َرزه. من شروع می‌کنم به کوچیک شدن!

_فراری


42. هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم که دیگران چیزی از آن درک نکنند، هرکسی سفر راه خودش را میرود.

_جوجو مویز


43. هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق

بر او نمرده به فتوای من نماز کنید.

_حضرت حافظ


44. و این قلب مریضم را، و این جسم ضعیفم را

و این دردِ دلِ من را که این مردم نمی‌دانند!

_عینک


                 “There comes a day when you realise turning the page is the best feeling in the world, because you realise there's so much more to the book than the page you were stuck on.” 

- Zayn Malil


46. نور خورشید چه فایده ای داره، وقتی کسایی که تو دوستشون داشتی دیگه نیستن که باهاشون زیرش بشینی. رامن چه مزه ای میده، وقتی غذای موردعلاقه اونه. همون اونی که احتمالا غذای موردعلاقتو نمیدونه. خاطرات خوب گذشته چه فایده ای دارن، وقتی اصلا از سر اجبار ساخته شدن؟ حتی اگه هم از سر اجبار نباشن، بارها و بارها یادآوری کردنشون، بالاآوردن و دوباره بلعیدنشون، چه فایده ای داره؟

 

رویا چه معنی ای داره، وقتی آینده ای وجود نداره؟ وقتی انتخابی نیست؟

_هلن


47. سقف آرزوی های من کف آرزوهای یکی دیگست.کف آرزوهای من سقف آرزوهای یکی دیگه.

_دکتر انوشه


48. سحابیا هم محل تولد، هم محل مرگ ستاره‌هاست. همه‌شون برمی‌گردن به همون‌جایی که ازش متولد شدن.

_من نمی‌دونستم که ستاره‌ها هم می‌میرن.

+همه‌شون می‌میرن. خیلی از ستاره‌هایی که ما الان می‌بینیم شاید میلیون‌ها سال پیش مردن. ولی ما به‌خاطر مسافتی که باهاشون داریم هنوز داریم اونا رو می‌بینیم.

_فیلم سینمایی خیلی دور خیلی نزدیک


49. حاضری به خاطرم بمیری؟ یا یه چیز سخت تر، حاضری به خاطرم زندگی کنی؟

_جوکر


We are all in the gutter, but some of us are looking at the stars

Oscar Wilde_


50. کارلا، کنجکاوی انسان چیزی نیست که آدم بتونه جلوشو بگیره.

_attack on titan


51. من همواره این احساس رو داشتم که "از دور شبیه اقیانوسم، اما حقیقتم قد یه لیوانه"

_جولیک


52. اما حقیقت اینه :«تقریبا همه چی تو آسمون شب از خودش نور ساطع میکنه حتا اگه ما نتونیم ببینیم ، نورش هنوز اونجا هست»

_از کتاب خورشید هم یک ستاره است.

 


53. به هرحال یه روزی آخرین کسی که منو یادشه هم میمیره و من برای همیشه از این دنیا پاک میشم... و این واقعا یه اتفاق مهار نشدنیه... آدما فراموش میکنن، مغزشون هر روز اطلاعات زیادی رو دور میریزه که به نظرش بی ارزشن.

_مائو چان


54. من از تاریخ به دنیا اومدنم راضی نیستم، نه انقدر زود به دنیا اومدم تا زمینو کاوش کنم و نه اونقدر دیر که فضا رو. وقتی پامونو گذاشتیم رو مریخ من آدم بزرگ شدم و... ازش متنفرم.

_عشق کتاب


55.

اولین شاعر جهان 

حتما بسیار رنج برده است 

آنگاه که تیر و کمانش را کنار گذاشت 

و کوشید برای یارانش

آنچه را که هنگام غروب خورشید احساس کرده 

توصیف کند 

و کاملا محتمل است که این یاران

آنچه را که گفته است 

به سخره گرفته باشند.

_جبران خلیل جبران


56. من می توانم و انجام خواهم داد. تماشا کن.

_کری گین 


57. بعدا فهمیدم دوست میتونه پیرمردی باشه که مدام جلوی در سوپری سر کوچتون میشینه و بعضی وقتا بهت شکلات میده، یا میتونه بغل دستیت باشه. کلا اگه به دوست به صورت یه لیوان چینی نگاه کنیم، می فهمیم نباید بخوایم تا ابد بذاریمش تو قفسه و استفاده نکنیم ازش. نباید به خودمون زنجیرش کنیم. نباید بشکنیمش. اما اگه یه روزی لبه اش تیز شد و دستمونو برید، باید بذاریش یه گوشه ای و بهش لبخند بزنی.

_هلن


58. برای دیدن تهی بیکران پهناور

از پنجره ببین

آسمان آبی را

_گینزبرگ


59. بعضی‌ها برای ِ این که خودشان را پنهان کنند، خودشان را نشان می‌دهند.

_اردشیر رستمی


60. هرچیزی که میگی و انجام میدی، اونقدر پرنور می درخشه، اینقدر که کور میشم و در آخر چشمام رو می‌بندم.

_انیمه دروغ تو در آپریل

 


61. اینقدر سعی نکن همه رو راضی نگه داری، توی این دنیا بالاخره یکی پیدا میشه که از تو بدش بیاد! 

_هیرای


62. بنظر من اونی که می دونه چی می خواد خوشبخت ترین آدم دنیاست.

_میا پلیز 


63. یادت باشه! هر وقت یه شاعر دیدی، هر وقت یه نقاش دیدی، هر وقت یه هنرمند دیدی؛ بدون یکی تو زندگیش به دلش موج انداخته و عقل و منطقشو به طوفان داده.

_آیسان


64. من عطر فضا را

بی رنگی گل هایش را

معلق بودن آدم هایش را میخواهم 

تو به من میخندی 

به نقاشی هایم 

به رویاهایم 

اما خواهی دید 

روزی که مریخ برسم 

فیبوس را خواهم کشید 

و زیرش خواهم نوشت 

میان ماه من تا ماه گردون 

تفاوت از زمین تا آسمان است.

_آقای آبی


​​​​​​Don't tell me the sky's the limit when there are footprints on the moon.

Paul Brandt_


66.

_شکستت دادم.

+می تونستی زودتر شکستم بدی.

سریال The Queen's Gambit


67. از چه رنج میبری 

ای ونگوک من

از اینکه نمیتوانی بکشی 

لبخند مرد صد ساله ی تنهایی را

که زیر یک درختِ تنها می میرد

قصه صد سالْ تنهایی یک انسان عجیب نیست؟! 

هزار یا میلیون سال چطور؟ 

از آدم چه چیز به ارث برده ای؟ 

عشق؟ 

و عشق یک سقوط است 

هبوط حوا دست در دست آدم 

وهبوط آدم دست در دست حوا 

کسی برایت از صعودشان نوشته است 

صعود آدم تنها 

صعود حوای تنها 

و ما که به  تنهایی سقوط کرده ایم

میخواهیم دست در دست هم صعود کنیم 

مگر میشود؟!

_آقای آبی


68. پاها، من چه نیازی به شما دارم وقتی بال برای پرواز کردن دارم؟ 

_فریدا کالو


69.

_تو گلی هستی که در تاریکی متولد شدی، تو فقط در تاریکی در آرامش خواهی بود! 

و...کیوکا: من دنیای روشنی رو دیدم، نمی خوام برگردم به دورانی که نمی‌دونستم همچین چیزی وجود داره.

_سگ های ولگرد بانگو


70. فرید، بابا....عشق اون نیست که وقتی دیدیش دلت بلرزه. 

عشق اونه که وقتی نمی‌بینیش دلت می‌خواد کنده بشه.

_خانه سبز


71. همیشه آماده باش تا هر چی رو داری بتونی تو سی ثانیه ترک کنی.

–مخمصه


72.

ﻣﺘﺮﺳﮏ :«ﻣﻦ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﻡ، ﺗﻮ ﺳﺮﻡ ﭘﺮ ﺍﺯ ﭘﻮﺷﺎﻟﻪ!»

ﺩﻭﺭﻭﺗﯽ :«ﺍﮔﻪ ﻣﻐﺰ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﭘﺲ چطوری ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ؟»

ﻣﺘﺮﺳﮏ :«خب… بعضی ﺍﺯ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﻦ ﮐﻪ ﺑﺪﻭﻥ ﻣﻐﺰ ﯾﻪ ﻋﺎﻟﻤﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻦ! نمیزنن؟!»

_جادوگر شهر از


73. هرکسی به نوعی باهوشه، اما اگه یه ماهی رو مجبور کنی که از درخت بره بالا و بخوای بر این اساس قضاوتش کنی، اون‌وقت ماهی همه عمرش رو به این فکر می‌کنه که چقدر احمقه.

_آلبرت انیشتین


74. تصور کردنی است که اسکندر کبیر به رغم جنگ‌های پیروزمندانه‌ی دوران جوانی‌اش، به رغم لشگر زبده‌ای که آموزش داده بود، به رغم نیرویی که در درون خود برای تغییر دنیا احساس می‌کرد، کنار تنگه‌ی داردانل متوقف شود و هرگز از آن عبور نکند... نه به دلیل ترس، نه به دلیل تردید و دودلی، نه به دلیل سستی‌ اراده، بلکه به دلیل جاذبه‌ی زمین.

_فرانتس کافکا


75.

من خیلی متوجهم که افراد درونگرای‌ شهودی چه‌طوری فکر می‌کنند. ولی یه کم عجیب می‌شه کلا دنیا، چون بخش قابل توجهی‌شون که برونگرای حسی هستند رو متوجه نمی‌شم و آرزو می‌کنم که کاش محتوایی بود که بتونم در معرضش قرار بگیرم و باهاشون در ارتباط باشم. چون می‌دونی مثلا پادکست‌ها یا کانال‌ها یا وبلاگ‌ها یا حتی کتاب‌های جستار و داستان یا کلا محتواهای این شکلی، بیشتر مربوط به افراد شهودی هست و خب تو هرچی بیشتر در جریان چنین محتواهایی قرار می‌گیری، بیشتر احساس بر حق بودن می‌کنی. ولی خب، هنوز گروهی وجود دارند که تو درکشون نکردی و نخواهی کرد.

_جوزفین مارچ


76. همه ما بهتر از بدترین کاری که کردیم هستیم. 


77. میدونی آن، به نظرم آدما خیلی غمگینن. همشون... وقتی فسنجون منو یاد مامان‌بزرگ میندازه، فردوسی خاطرات روزهایی که با «میم» داشتم رو زنده می‌کنه، شکوفه‌های گیلاس یادآور سداندیگ با شکوهن و ناخودآگاه با خوندن کلمه love لبخند می‌زنم... نه فقط من، همه آدما کلمات اطرافشون رو به یه خاطره‌ای، شخصی گره زدن و به نظرم این نشون می‌ده ما چقدر تنهاییم. انگار هیچ چیز قرار نیست فقط خودش باشه. هر کلمه یه خروار مخلفات با خودش حمل می‌کنه. مثل یه آلبوم عکس که هربار بازش می‌کنی زیر هجوم خاطرات غرق می‌شی.

_نرگس


 

این قسمت همیشه به روز رسانی خواهد شد:]